<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:"B Nazanin"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0in; margin-right:0in; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

هوش هیجانی و القای حالت شریک در مذاکره

چکیده :

هدف : هدف این مقاله مشخص کردن این نکته است که رضایت شریک تجاری در شرایط مذاکره مرتبط  با هوش هیجانی هست یا خیر

متدلوژی یا روش : یک مذاکره شبیه سازی شده و یک ابزار از پیش تائید شده برای اندازه گیری هوش هیجانی به کار برده شده است .

یافته ها : در مطالعه اول ، مدل های چند مرحله ای  مشخص ساختند که توانایی شریک تجاری برای درک احساسات به طور مثبتی رضایت نهایی طرف مقابل را پیش بینی می کند . مطالعه دوم این یافته را به وسیله نمایش دادن رضایت نهایی فرد مقابل ، تخمین میزان علاقه و تمایل به مذاکره مجدد با شریک تجاری خود  تائید و گسترش  داد .

مفهوم کاربردی : مکانیزمی که  مشخصمی سازد که چگونه  شرکت کننده ها با سطح بالای از درک احساسات شریکشان را  به وسیله احساسات مثبت تحت تاثیر قرار می دهند ، آزمایش نشده است .

ابتکار / ارزش : این مقاله  اولین مقاله  تجربی است که رابطه بین هوش هیجانی و رضایت نهایی فرد مقابل در مذاکره را نشان می دهد .

کلید واژه ها : هوش هیجانی ، مذاکره

آیا  افراد احساس مثبت  و رضایت بیشتری دارند وقتی که با فردی که هوش هیجانی بالاتری دارد مذاکره می کنند ؟ درنتیجه تجربه  این احساس مثبت ، آیا افراد تمایل دارند که دوباره مذاکره کنند ؟ پیشنهاد ادبیات عمومی و رایج این بود که این موضوع باید مورد بررسی قرار گیرد ( craver ,2002;lewickiand hiam ,1999;weisinger,1998) و محققین شروع به تئوری پردازی درباره اهمیت نقش هوش هیجانی درمذاکره  کردند . ( Fulmer and Barry , 2004; Ogilvie and Carsky , 2002) . اگرچه  ، با یک استثنا (  Fox and Spector .2000) اندک تحقیقات تجربی به آزمایش همبستگی بین هوش هیجانی فرد و حالت مثبت شریک مقابل آن فرد  پرداختند و هیچ تحقیق منتشر شده ای تا امروز به این رابطه در زمینه مذاکره نپرداخته است .

برای کشف این سوال ، تحقیق حاضر دو شبیه ساز مذاکره را برای آزمایش  فرضیه های خاص خود  به کار گرفته است . فرضیاتی مروبط به تحریک و تحت تاثیر قرار گرفتن شریک فردی با هوش هیجانی بالا به وسیله احساسات مثبت صرف نظر از کیفیت عملکرد مالی شریک .

 

هوش هیجانی و مذاکره

در حالت کلی ، هوش هیجانی به عنوان یک توانایی برای درک و استفاده  از احساسات  به صورت سازگار در زندگی روزمره شناخته می شود (Mayer and Salovey ,1997) مدلی هوش هیجانی که که توسط پیتر سالویی و همکارانش ارائه شده یک مدل چند بعدی است که شامل چهار دسته اصلی است : ادراک ، آسان سازی ،  فهم و مدیریت احساسات ( Mayer et al ,2002) . به این مدل به طور اخص برای آزمایش منفعت اجتماعی ساخت هوش هیجانی گسترش یافته ، به همین دلیل ما از مدل هوش هیجانی ارائه شده توسط سالوی و همکارانش استفاده می کنیم  . به علاوه ، مدل سالوی تنها مدلی تا به امروز است که  به وسیله ارائه شواهد تجربی محکم نشان داده که هوش هیجانی در رابطه با کیفیت تعامل اجتماعی فردی با همتایان است ( Lopes et al ,2005; Salovey et al . 1999) . آگاهی از احساسات شامل توانایی فرد در شناسایی و کشف احساسات خود و دیگران است . آسان سازی احساسات توانایی فرد در به کارگیری سودمندانه احساسات در زمینه فرایندهای شناختی مختلف مانند خلاقیت ، حل مسائل و استدلال است . درک احساسات مربوط به هوش فرد درباره سیستم احساسی است به خصوص ادارک فرد از واژه نامه حس ها و اینکه چگونه احساسات با هم ترکیب شده و یا به هم تبدیل می شوند ( Mayer et al ,2000) و در آخر ، مدیریت احساسات که اغلب تنظیم کردن احساسات نامیده می شود ، شامل توانایی فرد در تنظیم احساسات خود و دیگران با روشی توافقی است .

هنگام افزودن به اصل دانش مربوط به ساخت هوش هیجانی ، هیچ قانون کلی مربوط به هنگامی که از دیمانسیون استفاده می شود و یا هنگامی که از نقطه سر به سر استفاده می شود وجود ندارد . بعضی از تحقیقات از نقطه سربه سر استفاده می کنند (Brackett et al , 2006 ; Cote and Miners , 2006 ) در حالی که مطالعات دیگر فقط از نقطه دیمانسیون استفاده می کنند . ( Lyons and Schneider , 2005 ; Elfenbein and Ambady , 2002) . استفاده از دیمانسیون به جای نقطه سر به سر               مدیریت احساسات که گاهی اوقات کنترل یا تنظیم احساسات هم نامیده می شود ( Folkman and Lazarus , 1985; Gross , 1998) و چگونه حالت ادراک را آسان می کند (Isen et al , 1985 1978) . فقط  دیمانسیون ادراک احساسات جدید است و یکی از .............   در جمع ، تحقیق حاضر هرکدام از دیمانسیون های هوش هیجانی را به طور جداگانه آزمایش می کند و در نتیجه آن بیان می کند که چگونه هر کدام ممکن است به طور جداگانه در رضایت نهایی شریک در مذاکره سهیم باشند .

در یک زمینه بین فردی جایی که ممکن است رضایت اجتماعی تحت تاثیر هوش هیجانی قرار گیرد ، مذاکره به عنوان یک فرایند تصمیم گیری بین فردی تعریف می شود که به وسیله آن دو یا چند نفر بر روی چگونگی تخصیص منابع کمیاب به توافق می رسند ( Thompson , 2001) . فوولمر و بری ( 2004 ) چندین دلیل برای چرایی فرض کردن هوش هیجانی به عنوان یک دارایی در مذاکره  بیان کردند . به طور قابل ملاحظه ، فولمر و بری به تئوری پردازی پرداختند که مذاکره کنندگان با سطح هوش هیجانی بالاتر باید در ارضای احساس های مطلوب در طرف مذاکره موفق تر باشد . در حالت کلی ، تجربه موثر مثبت اغلب به عنوان احساس مطلوب  برای فرد مقابل توصیف می شود مخصوصا در یک مذاکره با عکس العمل های پیش بینی شده و مورد انتظار .

 قسمت موثری از تحقیق نشان داد که حالت مثبت و متغیرهای مربوطه ( مانند دوست داشتن و رضایت ) نقشی اساسی در توسعه و نگهداری تعامل اجتماعی مثبت دارد (,1991; Liden et al ,1993;Reis et al , 2000 Isen and Baron) مانند سطح بالاتری از همکاری (Barsade ,2002) ، رفتارهای ستیزه جوی کمتر ( Carnevale and Isen , 1986) ، رفتار کمک کننده بیشتر (Isen et al , 1976) سطح بالاتر            ؟؟؟؟؟ سازمانی ( George and Brief , 1992) و سطح عملکرد حمایتی بالاتر ( Wayne and Liden , 1995) . در مذاکرات ، حالت مثبت ممکن است به  نتیجه رضایت بخش منجر بشود ، که نیازها را برای مذاکرات آینده پیش بینی می کند . ( Oliver et al ,1994) . علاوه بر این ، رضایت مندی در نظر بسیاری از مذاکره کنندگان به عنوان یک نتیجه مهم در جای صحیح خود در نظر گرفته می شود (Curhan et al ,2006 )

مطالعه اول :

برپایه این تئوری و شواهد تجربی که هوش هیجانی نقشی مهم در زمینه مذاکره ایفا می کند (  Foo et al , 2004) ، ما استدلال می کنیم که شریک مذاکره کنندگان با هوش هیجانی بالا حالت مثبت بیشتر و متعاقبا نتیجه مطلوب بیشتر تجربه کرده ، علاقه به فرد مذاکره کننده پیدا کرده و میل به مذاکره مجدد خواهد داشت . ما براساس تحقیقات عملی و تئوری های مایر و همکارانش تئوری های خاص مربوط به اثر هوش هیجانی مذاکره کننده بر روی حالت شریک مقابلش را گسترش دادیم . در ابتدا ، توانایی درک کردن احساسات ممکن است بر روی رضایت نهایی فرد مقابل تاثیر داشته باشد زیرا افرادی که توانایی بالاتری برای شناسایی و ارزیابی کردن با دقت و درست احساسات دارند احتمال اینکه یه طور ناخواسته حالت صورت فرد مقابل را تقلید کنند بیشتر است . ( Sonnby- Borgstroem et al , 2003 ) در مقابل ، تقلید ناخودآگاه  بیشترمربوط به دوست داشتن ، تفاهم و وابستگی می شود ( Lakin et al , 2003) در واقع ، تحقیق نشان داد که توانایی  داوطلب برای درک احساسات در ارتباط با تمایل و علاقه  شخص مصاحبه کننده نسبت به داوطلب است . ( Fox and Spector , 2000 ) و احساس تمایل و علاقه قطعا در ارتباط با رضایت نهایی در یک مذاکره است . ( Curhan et al , 2006 ; Kass , 2003 ) بنابراین ، فرضیه اول این است  که احتمال فراهم کردن سطح بالاتری از رضایت نهایی برای شریک توسط فردی با سطح بالاتر درادراک احساسات بیشتر است .

افراد با توانایی بالا در آسان سازی احساسات باید توانایی جهت دادن مذاکره به سمت حل مساائل سودمند ( در برابر تاکتیک های مخالف ) نیز داشته باشند ، که در عوض باعث احساس رضایت بیشتر دو طرف از نتیجه نهایی مذاکره شان می شود . ( Pruitt, 1981) . مشارکت کنندگان با سطح بالاتر در آسان سازی احساسات ممکن است که برای آسان سازی راه گشایی مشکل به وانمود کردن احساسات مثبت بپردازند . ( Cage et al , 2004 , Daus and Ashkanasy , 2005 ) به عنوان مثال ، القای احساس مثبت شریک ممکن است از طریق انتقال احساسات رخ دهد . انتقال و سرایت احساسات یک فرایند ناخودآگاه است که به وسیله آن افراد در گروه ها و یا زوج افراد تجربیات موثر خود را به اشتراک می گذارند ( Barsade , 2002 ) ، و تحقیقات تائید کردند که  تاثیر گروه ها و یا جفت ها به سمت نزدیک شدن به دوره بر هم کنش فردی متمایل است . ( Barsade , 2002 ; Bartel and Saavedra , 2000) بدین ترتیب ، فرضیه دوم این است که توانایی شریک کنندگان در آسان سازی احساسات به طورت معنی دار و مثبتی با رضایت نهایی فرد مقابل در ارتباط است .

شرکت کنندگانی که احتمالا احساسات را درک می کنند ، می دانند چگونه احساسات گسترش می یابد ، چگونه تفسیر می شوندو چگونه یک احساس می تواند به احساس دیگر هدایت شود . به عنوان نتیجه ، چنین افرادی باید احساسات مناسب ومورد نیاز برای ایجاد جواب مطلوب را بدانند . به عنوان مثال ، تحقیقات نشان داد که افراد از تجربه کردن عصبانیت شرمسار باشند . ( Tangney et al , 1992) فردی که دارای توانایی بالا در درک احساسات است به طور حسی می داند که تجربه شرم و احساس گناه فرد مقابل در هنگام مذاکره ، اگر مهار نشود ، می تواند به عصبانیت و مشاجره تند ختم شود .  

براساس اگاهی ما ، مطالعه ای برای ازمایش وابستگی بین توانایی ادراک احساسات و تاثیر آن بر شریک مقابل و با رضایت در هر زمینه ای وجود ندارد . اگرچه ، دلایلی وجود دارد که ارتباط بین توانایی درک احساسات و شاخص های مختلف فعالیت های اجتماعی را نشان می دهد . به طورمثال ، دوس و اشکانازی ) Daus and Ashkanasy) تحقیقات نتعددی را بیان می کنند که نشان می دهد که درک احساسات همان طور که به رضایت شغلی مربوط است به رهبری     نیز مربوط است . در تحقیقات دیگر اشاره می شود به اینکه توانایی درک احساسات می تواند به فردی که در برابر شدت و وضوح احساسات از قیل موضع گیری دارد در این حالت کمک کند تا سطح پائین تری از استرس را تجربه کنند . ( Gohm et al , 2005) به علاوه ، دلایلی وجود دارد که توانایی درک احساسات می تواند وابستگی امنیتی بزرگسالان را پیش بینی کند ( Kafetsios , 2004) و بعضی از تئوری ها بیان کننده این مطلبند که افراد وابسته به امنیت باید سطح بالاتری از تمایل و علاقه فرد مقابل را احساس کنند ( Mikulincer and Shaver , 2003) . بنابراین ، فرضیه سوم این است که افراد دارای سطح بالاتر از ادراک و فهم احساسات منجر به سطح رضایت نهایی بالاتری در شریک خود خواهند شد .

در آخر ، توانایی مدیریت احساسات که شامل توانایی نظارت بر خود ، درگیر شدن ، ادامه دادن یا تفکیک کردن از یک حالت روحی نشان داده شده است که در ارتباط با متغیرهای احساسی درون فردی است (FOlkman and Lazarus , 1988) از عهده چنین پیشامدهایی می تواند تفسیر یک فرد را درباره تجربیات احساسی خود تغییر دهد . مدیریت احساسات همچنین شامل توانایی یک فرد برای کنترل احساسات دیگران و کمک به آنها برای افزایش یا اصلاح حالت آنهاست . تحقیق نشان داد که افرادی که در مدیریت احساسات دیگران توانایی بالایی دارند ، فعل و انفعالات اجتماعی با کیفیت بیشتری      تجربه می کند . بنابراین ،در فرضیه چهارم ما پیش بینی می کنیم که شرکت کنندگان با سطح بالاتری از مدیریت احساسات ، سطح بالاتری از رضایت نهایی را برای شریک مقابل فراهم می کنند .

روش

شرکت کنندگان و رویه کار

66 فارغ التحصیل رشته بازرگانی ( 52 مرد و 14 زن ) در یک کلاس مذاکره برای تحقیق شرکت کردند . میانگین سنی آنها 27.9 بود . ( با انحراف معیار 3.37 ) شرکت کنندگان در یک مذاکره شبیه سازی شده چند موضوعی و در دوسته که در تحقیقات قبلی مورد استفاده قرار گرفته بود ، شرکت کردند (Bontempo , 1994 ; Brockner et al , 2000) . افراد به طور تصادفی به عنوان رئیس و یا نائب رئیس یک شرکت تعیین شده منصوب شدند . به عنوان قسمتی از دستورالعمل محرمانه آنها ، اهدافی برنامه ریزی شده متناسب با نقش خاص هر فرد در اختیارشرکت کنندگان قرار گرفت که مشخص ساخت هر کدام از افراد در هر موافقت نامه به چه تعدادی از اهداف دست پیدا می کنند . هر فرد باید میزان نتیجه و دست آورد خود را به حداکثر برساند درحالی که باید در ذهن خود رابطه بلندمدت بالقوه را نیز در نظر داشته باشد . تمرین شامل تعدادی موضوع توزیعی است که در هر موضوع که هر فرد در اختیار می گیرد موضوعی همسان و مساوی با آن وجود دارد که در آن هر دو شرکت کننده امتیاز یکسان برای هر انتخاب دریافت می کنند و همچنین برای انتخاب یکسان انتیاز بیشتری دریافت می کنند (Thompson and Hrebec , 1996) و موضوع جامع و کامل برای شرکت کنندگاتی که بتوانند در جهت افزایش امتیاز کل که برای هر شرکت کننده امکان پذیر است همکاری کنند (Froman and Cohen , 1970 ;Pruitt, 1983) . به شرکت کنندگان اطلاع داده شد که یک گروه به صورت تصادفی انتخاب خواهد شد تا جایزه ای نقدی را برای هر شرکت کننده براساس امتیاز کسب شده ، دریافت نمایند . احساس رضایت بلافاصله بعد از مذاکره ارزیابی می شود در حالی که هوش هیجانی و اثر مثبت حالت چند هفته قبل به عنوان فعالیتی مستقل ارزیابی شده است .   

اندازه گیری :

هوش هیجانی . تست هوش هیجانی مایر سالوی- کاروسو ( MSCEIT) مدل 2 ( Mayer et al , 2002) اندازه گیری توانایی ادراک ، آسان سازی ، فهمیدن و مدیریت احساسات و اختصاص دادن امتیاز جداگانه به هر توانایی . برای اندازه گیری میزان درک احساس افراد از شرکت کنندگان خواسته شد که احساسی را که در صورت های افراد در عکس منعکس شده است و همچنین تصاویری هنرهای تجسمی و مناظر طبیعی را ارزیابی کنند . اندازه گیری آسان سازی احساس از طریق قضاوت شرکت کنندگان از حالت هایی انجام شد که ممکن است که در وظایف یا رفتارهای شناختی مختلف کمک کننده باشند ( مانند چه حالت هایی ممکن است در زمان نوشتن یک مارش نظامی امیدبخش و یا دیدار با افراد خانواده همسر برای اولین بار مفید باشند ؟) بعلاوه تطبیق ظاهر با احساس هایی ا از میان سناریوهای مختلف .یرای اندازه گیری دریافت و فهم احساسات از شرکت کنندگان خواسته شد تا احساسات منجر شده بر پایه ترکیب احساسات مختلف مجزا از هم را مشخص کنند و چگونگی تغییر احساسات را در طول زمان و موقعیت ها ارزیابی کنند ( به عنوان مثال ؛ تاتیانا از اینکه همکارش اعتبار لازم را برای یک پروژه کسب کرده خشمگین است و هنگامی که آن فرد دوباره این کار را انجام داد او احساس کرد ... ، تام احساس اظطراب می کند و دچار استرس می شود وقتی که درباره همه کارهایی که باید انجام بدهد فکر می کند . هنگامی که سرپرستش برای او پروژه اضافی درنظر می گیرد ، او احساس می کند .... ) . برای مقیاس اندازه گیری مدیریت احساسات از شرکت کنندگان خواسته شد تا چگونگی تاثیر گذاشتن رفتارهای مختلف بر روی احساسات و روابط بین افراد در یک داستان را رتبه بندی کنند ( به عنوان مثال ، دبی به تازگی از سفر برگشته است . او احساس آرامش و رضایت می کند . چگونه این حس او با هر عملی حفظ و باقی می ماند ؟ ) همه مقیاس ها بر روی یک مقیاس پنج مرحله ای رتبه بندی شدند . تحقیقات دلایل موثری بر صحت مفهوم برای MSCEIT 2.0(Lopes et al ,2003 ; Mayer et al , 2002,2003 , Salovey et al , 2003) نشان دادند . قابلیت اطمینان نیمه منتشر شده برای مقیاس  MSCEIT یه صورت زیر است : 0.91 ( ادراک احساسات ) ، 0.79 ( آسان سازی احساسات ) ، 0.80 ( دریافت و فهم احساسات ) ، 0.83 ( مدیریت احساسات ) ( Mayer et al , 2003) . در همه تجزیه و تحلیل ها ، ما از رتبه بندی هوش هیجانی که از طریق اتفاق آرائ به دست آمده استفاه کردیم .

 

تاثیر مثبت حالت  .

مقیاس تاثیر مثبت و منفی (PANAS) برای اندازه گیری تاثیر مثبت حالت مورد استفاده قرار گرفت (Watson et al ,1988) از شرکت کنندگان خواسته شد تا توصیف کنند چگونه در حالت کلی نسبت به بیست احساسات مختلف دیگر احساس می کنند . ( alpha = 0.81)

مقدار سودمندی .

 مقدار سودمندی  به وسیله کل انتیاز مراحلی که هر فرد در مذاکره کسب کرده اندازه گیری می شود . (M=7.39 , SD= 4.54)

رضایت نهایی

بلافاصله بعد از مذاکره ، شرکت کنندگان به دو مورد برای ارزیابی رضایت آنها از نتیجه کار پاسخ می دهند . " در کل ، چه میزان از نتیجه نهایی خود راضی هستید ؟" ( 1= اصلا راضی نیستم ، 4= تقریبا راضی هستم ، 7= کاملا راضی هستم ) و " لطفا کیفیت نتیجه کلی خود را ارزیابی کنید " ( 1= خیلی پائین ، 7= خیلی بالا ) این دو مورد سازگاری درونی قابل قبول را ارزیابی می کند . ( alpha = 0.88; M=3.70 , SD = 1.10) . رضایت نهایی شرکت کنندگان به مقدار سودمندی خود فرد بستگی دارد ( r= 0.56 , p < 0.01) .

 

 

تحلیل ها

ما ضریب همبستگی      به کاربردیم  تا تعیین شود چقدر واریانس به وسیله هر گروه در همه متغیرهای مستقل توضیح داده شده است ( Kenny and La Voie , 1985) و مقدار ICC  به ترتیب 0.60 و 0.18 برای مقدار سودمندی و رضایت نهایی ، که هردوبه طور معناداری با مقدار صفر فاصله دارند بنابراین ،                                 (Kenny and Judd , 1996) . ضریب همبستگی      منفی برای مقدار سودمندی مورد انتظار بود از آنجایی که ارزش مراحل در این شبیه سازی مذاکره به سمت همبستگی منفی متمایل است ، با وجود اینکه                         (Kenny et al , 2002) . برای تصحیح غیرمستقل بودن ، ( به عنوان مثال ، این واقعیت که امتیاز نهایی وابسته به گروه ها است ) ،در تحقیق حاضر مدل چند سطحی همراه با نتیجه ثابت و تصادفی  استفاده شده در SAS PROC MIXED به کار گرفته شده است ( Little et al , 2002) . مدل های چند سطحی در SAS PROC MIXED  یک ضریب تاثیر ثابتی در هر سطحی بعد از کنترل برای گروه

 

 

 

 

نتایج

برنامه ریزی ما بر مبنای کنترل نقش ، سن و جنسیت بود ولی بافته ها نشان دادند که هیچ کدام از کنترل های متغیرهای فوق ، به طور معناداری به متغیر وابسته و یا متغرهای وابسته بستگی ندارد و گنجایش متغرهای کنترل در تحلیل ما نتایج مارا تغییر نمی دهد . بنابراین ، ما در هیچ تحلیلی متغیرهای نقش ، سن و جنس را کنترل نکردیم . زیرا مدل های چند سطحی برای کنترل گروه ها مشخص ساخت که  مقدار سودمندی هردو شریک ( beta = 0.59 , t(28)= 5.19, r < 0.001) و تاثیر مثبت      شریک (beta = 0.27 , t(28)= 2.07, r< 0.05) به طور قابل توجهی در ارتباط با رضایت نهایی خود شریک است ، بنابراین ما در همه مدل ها مقدار سودمندی شریک و تاثیر      را تحت کنترل قرار دادیم .

 

 

 

 

 

 

جدول 2 تمامی مدل های چند سطحی برای آزمایش رابطه بین چهار شاخه هوش هیجانی و رضایت نهایی در حالت کنترل تاثیر مثبت      شرکا و مقدار سودمندی آنها و واریانس

مطابق با فرضیه سوم ، شریک افراد با سطح بالاتری از درک احساسات ، به نظر می رسد که به طور معناداری سطح بالاتری از رضایت نهایی را تجربه می کنند . ( مراجعه به جدول 2 مدل 3) حتی وقتی که واریانس    و مقدار سودمندی و تاثیر مثبت      شریک کنترل می شود . اگرچه ، فرضیات ما درباره درک احساسات ( H1) آسان سازی احساسات (H2) و مدیریت احساسات ( H4)  اثبات نشد . تحلیل اکتشافی درباره چگونگی امکان تاثیر ترکیبات مختلف هوش هیجانی در گروه ها بر روی مقدار سودمندی مشترک و رضایت نهایی مشترک ، هیچ نوع وابستگی معناداری را آشکار نساخت  .

 

 

 

بحث

تحقیق حاضر مقدمتا شواهدی را بر مبنای رابطه بین فهم احساسات و رضایت نهایی شریک ارائه داد  ، به این مفهوم که فردی با سطح بالاتری از درک و فهم احساسات باعث سطح رضایت نهایی بالاتری برای شریک مقابل است . با در نظر گرفتن اینکه تحقیقات گذشته بیان کردند که هوش هیجانی به مقام اجتماعی خود آن فرد وابسته است که شامل  رفتارهای    شهروند سازمانی (Day and Carroll , 2004) و سطح پایین تری از  مخالفت        نسبت به دوستان نزدیک ( Lopes et al , 2003) ، تحقیق حاضر نشان داد که هوش هیجانی در ارتباط با رضایت شریک مقابل است . رابطه بین هوش هیجانی وعملکرد اجتماعی        ممکن است به عنوان محصول یک روش سوگیری رایج و یا ساده تر یک مشاهده که افرادی با هوش هیجانی بالاتر رضایت بیشتری را در کنش های اجتماعی تجربه می کنند ، شرح داده شود . در نقطه مقابل ، تحقیق ما ، تاییدی مشخص کننده برای سازه هوش هیجانی به وسیله استفاده از ابزارهای اندازه گیری از منابع مختلف ( مانند شرکت کنندگان و شرکا ) فراهم آورده است .   

 

 

 

 

 

 

 

 

این مهم است که در نظر بگیریم چرا ما ارتباطی بین دیگر ابعاد هوش هیجانی. ( مانند درک احساسات یا مدیریت احساسات ) و رضایت هایی شریک مقابل پیدا نکردیم . این ممکن است که  این ابعاد از هوش هیجانی بیشتر حساس هستند وقتی که گستره احساساتی که در محیط یک مذاکره تجربه می شود وسیع تر و بیشتر باشد مانند فضای مباحثه تجزیه و تحلیل . همچنین مطالعه حاضر تستی بسیار عادی و سنتی  برای رابطه بین هوش هیجانی و پی آمد اجتماعی یا موثر است . این امکان نیز ممکن است وجود داشته باشد که در تضاد با ابعاد دیگر هوش هیجانی ، توانایی فهم احساسات ممکن است این امکان را به شرکت کنندگان بدهد تا بتوانند جنبه های ظریف تر و جزئی تر احساسات را مدیریت کنند و بدین وسیله به منافع بیشتری دست پیدا کنند حتی وقتی که گستره احساسات تجربه شده باریک تر است .

این نکته نیز که چرا توانایی مدیریت احساسات نمی تواند رضایت نهایی شریک را پیش بینی کند نیز معمایی گیج کننده است که باید به آن رسیدگی کرد . این امکان وجود دارد که داشتن توانایی مدیریت ماهرانه احساسات دیگران مورد نیاز است اما این کافی نیست برای اطمینان از اینکه مذاکره کنندگان با هوش هیجانی بالا باید از این توانایی استفاده کنند . مخصوصا اگر بیشتر تلاش برای مدیریت احساسات باشد تا فهم احساسات ، در آن صورت افراد ممکن است که فقط به مدیریت احساسات دیگران در زمینه هایی بپردازند که منافع حاصل از آن بیشتر باشد . در موقعیت هایی مانند تحقیق حاضر که MBA در یک شبیه ساز     مذاکره  شرکت دارند ، میزان تلاشی که هر فرد حاضر است برای مدیریت احساسات انجام دهد به نسبت کم است و  این می تواند توضیح دهد که چرا توانایی مدیریت احساسات نمی تواند رضایت نهایی شریک را در این زمینه پیش بینی کند .

هنگامی که  برخی از ابعاد هوش هیجانی ممکن است که به صورت انفرادی به رضایت نهایی شریک مقابل مرتبط نباشد ، هر کدام ممکن است که بر دیگری اثر داشته باشد مانند زمانی که سطح بالایی از یک بعد ممکن است منجر به نتیجه مثبت شود وقتی که بعدی دیگر نیز بالا و یا پایین باشد . به عنوان مثال ، این امکان وجود دارد که توانایی مدیریت احساسات دیگران در یک وضعیت مناسب تاحدی وابسته به توانایی فرد در کشف حالت پایه و معیار شریک باشد . برای بیان کردن این امکان ما فعل و انفعالات بین ابعاد مختلف را آزمایش کردیم  ، ولی رابطه ای بین برهم کنش های دو طرفه ممکن برای همه ابعاد پیش بینی کننده رضایت نهایی شریک پیدا نکردیم . بعلاوه ، بین کل رتبه هوش هیجانی و رضایت نهایی شریک رابطه ای پیدا نشد . به طور تجربی ، این مسئله بیان کننده این است که ابعاد درک و آسان سازی ،  برای اطمینان از القای حالت مطلوب و مثبت به شریک مقابل توسط شرکت کنندگان با سطح بالاتری از فهم از شرایط ضروری نیستند .

به دلیل اینکه ما نتایج سودمند آنها را تحت کنترل داشتیم ، این امکان که شریک افرادی با هوش هیجانی بالا به دلیل کسب میزان بیشتری پول  ، بیشتر رضایت داشته باشند ، وجود نداشت . بلکه ، ما گمان می کنیم که شریک مذاکره کنندگان با سطح بالاتری از خوش هیجانی حالت مثبت بیشتر و در منتیجه رضایت نهایی بیشتری در هنگام مذاکره تجربه می کنند . بعلاوه ، در ادبیات گذشته ، اشاره شده است که بعد فهم احساسات MSCEIT به مقیاس قراردادی هوش بستگی دارد (Salovey et al , 2003) و مقیاس قراردادی هوش به تمایل و علاقه شریک مرتبط است ( Fox and Spector ,2000) . بنابراین ، ما علاقه مندیم که سه متغیر زیر ( مانند هوش عمومی و یا توانایی شناختی عمومی ) ممکن است که عهده دار این روابط باشد و ما قصد رد کردن توضیحات دیگر را داریم .

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۸:٠٢ ‎ب.ظ - سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۸ - fifi

 

یک مدل مفهومی برای برنامه ریزی منابع سرمایه
چکیده

هدف: این مقاله به دنبال آن است که مدلی مفهومی فراهم بیاورد که پیچیدگی سیستم برنامه ریزی منابع سرمایه را به روشی ساده فهم به مدیران پروژه و مدیران عام نشان بدهد.

طراحی/متدولوژی/دیدگاه:
مدل کسب و کار 4Ps نقطه شروعی برای استنتاج و اشتقاق مدل EPR است چون اغلب مدیران با آن آشنا هستند و بنابراین می توانند به راحتی با آن رابطه برقرار کنند.سیستم  EPR  به چهار جزو اصلی تقسیم می شود که عبارتند از: نرم افزار، چارچوب فکری مشتری، مدیریت تغییر و جریان فرایند درون آن. مولفه پنجم یعنی متدولوژی این چهار جزو را دور هم می آورد تا مطمئن شویم که آنها هماهنگ و یگانه اند و به شیوه ای سازمان یافته عمل می کنند.

یافته ها:
 ب EPR   چیزی بیشتر از یک نرم افزار است.  در صورتی که درک روشنی از اجزای مختلف و هماهنگ  EPR  وجود نداشته باشد، پروژه های  EPR  با شکست روبرو می شوند. این مدل برای هر سیستم  EPR قابل استفاده است چرا که ژنریک و مستقل از فروشنده است می تواند به تعیین طرح نهایی پروژه های  EPR  کمک کند.

محدودیتها و کاربردهای تحقیق:
مدل پیشنهادی، طبیعتا مفهومی است و دیدگاهی کل نگرانه از EPR ارائه می دهد.  بنابراین تلاش نمی کند تا روشی پرجزئیات و قدم به قدم برای اجرای سیستم EPR فراهم کند.

کلیدواژه ها:
برنامه ریزی منابع تولید، مدلسازیُ مدریت پروژه

نوع مقاله:
مقاله تحقیقی

مقدمه:
اغلب سازمانها متوجه پتانسیل سیستم های برنامه ریزی منابع سرمایه EPR هستند اما برای عملی کردن منافع واقعی آن به مشکل بر می خورند. یکی از بین چهار پروژه به بودجه اضافی احتیاج پیدا می کند و حدود بیست درصد پروژه ها قبل از کامل شدن رها می شوند. اغلب پروژه های EPR حتی بعد از یک سال از اجرایشان در رسیدن به هدف تجاریشان موفق نمی شوند. بازگشت سرمایه آنها هم اغلب شش ماه بیشتر از مدت مورد انتظار طول می کشد. این نرخ پایین موفقیت به دلایل زیادی نسبت داده می شود اما جنبه مشترک همه آنها سوء تفاهم درباره الزامات EPR است.
هدف ابن مقاله فراهم کردن چارچوب مفهومی سطح بالایی است که بتواند در فهمیدن اینکه EPR چیست و چگونه باید آن را عملی کرد، کمک کند. برای مدیران عمومی و پروژه مهم است مه بفهمند EPR چیست و اجرای سیستم EPR چه اثری بر سازمان آنها خواهد داشت. از آنجا که این مدل مفهومی سطح بالایی است، می تواند هم توسط مدیران متوسط تا بالایی و هم توسط مدیران پروژه ای مورد استفاده قرار بگیرد که به اجرای سیستم EPR نیاز دارند.
مقاله با تعریفی از EPR شروع می شود و این تعریف به عنوان پایه مدل مفهومی استفاده خواهد شد. سیستم EPR با تجزیه شدن به چهار مولفه اش تشریح خواهد شد و متدولوژی اجرای آن توضیح داده خواهد شد.
ب EPR چیست؟
علیرغم تعاریف متعددی که در ادبیات موضوع برای EPR پیدا می شود، افراد زیادی هنوز بر سر فهم اینکه چیست، اختلاف نظر دارند. این سیستم را می توان چنین تعریف کرد:
سیستمی از نرم افزارهای تجاری که به سازمان اجازه می دهد که اکثریت فرایندهای تجاریش را خودکار و جامع کند، داده ها و فعالیتهای عمومی در سرمایه گذاری را به اشتراک بگذارد و در محدوده زمانی واقعی اطلاعات را تولید کرده و به آنها دسترسی پیدا کند.  هدف نهایی سیستم EPR اینست که اطلاعات باید فقط یک بار وارد بشوند.
از تعریف بالا مشخص است که سیستم EPR چیزی بیش از یک محصول یا نرم افزار است. برپایه این تعریف، قسمت بعدی مقاله چهار جزء اصلی ای را نشان می دهد که سیستم EPR را می سازند.

مدل EPR
در ادبیات جاری نمی توان مدل سطح بالایی پیدا کرد که EPR را به شکل ساده و قابل فهمی توضیح دهد. فروشندگان زیادی بروشورهای پرجزییات و کاغذهای سفیدی دارند که توضیح می دهد که این محصولات چه توانایی هایی دارند و با این حال، بعضی از آنها هم چنان در فهم کامل ماهیت EPR اختلاف دارند. البته افراد زیادی با مدل بازاریابی چهار پی آشنا هستند. مدل بازاریابی چهارپی یک مدل عمومی بازاریابی است که چهار حرف پی در آن نماینده مردم، محصول، پیشرفت و قیمت هستند.(Alexandrou, 2002)
 این مدل در سالهای دهه هشتاد و نود به طرز گسترده ای استفاده می شد. در طول این سالها این مدل با تبدیل پیشرفت و قیمت به فرایند و عملکرد، به یک مدل تجاری تغییر یافت. از این مدل تغییر یافته  برای  ساختن مدل مفهومی پیشنهادی EPR استفاده شده است زیرا اغلب افراد فعال در مدیریت با مفهوم چهارپی آشنا هستند.

اجزای مفهومی EPR
مدل EPR از چهار مولفه تشکیل شده است که از طریق یک متدولوژی اجرایی می شوند. شکل یک جمع شدن و هماهنگی بین این اجزا را نشان می دهد.
همان طور که در جدول یک دیده می شود، این مدل در مقایسه با مدل چهارپی نتایج را با روشنی بیشتری ارائه می دهد.
متدولوژی همه این چهار مولفه را دور هم جمع می کند تا نشان بدهد که چطور هر جزء به نحو جامعی دیده و اجرایی می شود. بخش بعدی هر کدام از این اجزا را به نحو خلاصه ای شرح می دهد.

جزء نرم افزار
جزء نرم افزار مدل EPR جزیی است که برای کاربران مریی تر از بقیه اجزاست و بنابراین به عنوان محصول EPR دیده می شود. این جزء از مدولهای ژنریک متعددی تشکیل می شود که بعضی از آنها به شرح زیر هستند:
۱- فاینانس. مدول فاینانس معمولا ستون اصلی سیستم EPR است و مفاهیمی مانند دفتر عمومی، حسابهای دریافتب، حسابهای پرداختنی، داراییهای ثابت و کنترل موجودی را در برمی گیرد.
۲- منابع انسانی.  منابع انسانی بخش جامع سیستم EPR را تشکیل می دهد. بخش اجرایی منابع انسانی، فراینهای مدیریت پرسنل ، شامل پرداخت حقوق، استخدام، ماموریت و مرخصیها را خودکار می کند. تمرکز آن بر خودکارسازی قعالیتهای منابع انسانی از دیدگاه کارمندان است و می خواهد کارمندان را برای مدیریت شرایط استخدامی خودشان توانمند سازد. فعالیتهای روزمره ای مثل تخصیص روزهای مرخصی یک کارمند ممکن است که توسط یک کارمند از پیش تصمیم گیری شدن و اختصاص داده شود.
پرداخت حقوق معمولا با مدول فاینانس تجمیع می شود و همه مسایل مربوط به حسابها و آماده سازی چکهای مربوط به حقوق کارمندان، دستمزدها و اضافه پرداختها را انجام می دهد.
۳- مدیریت زنجیره تامین. مدیریت زنجیره تامین نظارت بر مواد، اطلاعات و مالیه ای است که در فرایندی از تامین کننده به تولیدکننده به عمده فروش به فروشنده به مصرف کننده می رسد. (Alexandrou, 2002)مدیریت منابع انسانی شامل جهت دهی و جامع سازی این جریانها درون و بین شرکتهاست.
جریان های منابع انسانی را می توان به سه جریان اصلی تقسیم کرد:
جریان محصول
جریان اطلاعات
جریان مالی
جریان محصول شامل حرکتهای کالاها از یک تامین کننده به یک مصرف کننده و بازگرداندن و خدمات مورد نیاز مشتری است. جریان اطلاعات شامل انتقال دادن سفارشها و به روزرسانی وضعیت رسیدن کالاست. جریان مالی شامل شرایط اعتباری، برنامه پرداخت و ترتیب دادن ارسال و عنوان مالکیت می شود.
۴- مدیریت روابط تامین کنندهSRM. با افزایش وابستگی به کنتراکتورها و تامین کننده های مواد، لجیستیک و ظرفیت تولید، توانایی مدیریت این رابطه ها به مورد مهمی تبدیل شده است. برای بیشینه کردن  بهره وری، شرکتها باید بتوانند تامین کننده مناسب را به سرعت انتخاب کنند، روابط استراتژیک را برقرار کنند و به نحو موثری با آنها همکاری کنند تا به کمک آنها به اهداف تجاری خود برسند. مدیریت روابط تامین کننده فعالیتهایی را شرح می دهد که برای برقراری قانونهای تجاری برای رابطه متقابل بین تامین کننده های محصولات و خدمات لازم است. مدیریت روابط تامین کننده شرکتها و تامین کنندگانشان را قادر می سازد تا در عین حالی که پروسه کلی را از دیدگاهی جامع مدیریت می کنند، برای تهیه منابع نیز با هم همکاری کنند. (Ganeshan and Harrison, 1995).
۵- مدیریت روابط مشتری. مدیریت روابط مشتری CRM اصطلاحی برای متدولوژیها، نرم افزار و معمولا توانایی های اینترنتی ای است که به یک تشکیلات اقتصادی کمک می کند تا روابط مشتریانشان را به شکلی سازمان یافته و کارا مدیریت کنند.
(Lalakota andRobinson, 1999).
 یک شرکت پایگاه داده ای درباره مشتریانش می سازد. این پایگاه داده روابط مورد نظر را با دقت کافی توصیف می کند تا مدیران، پرسنل فروش و نمایندگان خدمات مشتریان بتوانند به این اطلاعات دسترسی داشته، نیازهای مشتریان را با برنامه های محصولات و ویشنهادها هماهنگ سازند، الزامات خدمات را به مشتریان یادآوری کنند و بدانند که مشتری چه محصولات دیگری را خریداری کرده است.
۶- بینش تجاری(BI). عملکردهای بینش تجاری ، ابزارهای حمایت از تصمیماتی هستند که دسترسی درزمان و متقابل، تحلیل و اداره اطلاعات حیاتی برای ماموریت را ممکن می سازند.
(Cherry Tree & Co., 2002)
کاربران می توانند به مقادیر عظیمی از اطلاعات دسترسی و نفوذ داشته باشند تا روابط را تحلیل کنند و روندهایی را دریابند که نهایتا از تصمیمات تجاری حمایت خواهد کرد. این ابزارها از نابودی احتمالی دانش درون تشکیلات جلوگییری می کنند که ناشی از تجمع عظیم اطلاعاتی است که از پیش قابل دسترسی یا در شکل مفیدی نیستند.
اجزای متفاوت نرم افزار یک سیستم EPR به روشنی نشان می دهند که سیستم EPR چیزی بیشتر از بعد مالی آن است و اجزایی مانند CRM و SCM را هم دربرمی گیرد.
جریان فرایند
مولفه دوم در مدل مفهومی، جریان فرایند در سیستم EPR است.
چریان فرایند با روش جریان اطلاعات بین مدولهای مختلف سیستم EPR سروکار دارد و یکی از مهم ترین اجزای فهم سیستم های EPR است شکب دو جریان اصلی فزایند را نشان می دهد که چگونه اطلاعات درون و بین مدولهای مختلف جریان دارد.
قبل از آنکه سیستم EPR در یک سازمان پیاده شود، فرایندهای تجاری باید مدل و در صورت لزوم مهندسی مجدد شوند تا جامع سازی مناسبی رخ دهد. مثالهای زیر جریان فرایند را در هر یک از اجزای نرم افزار را نشان می دهند:
-فاینانس: سازمانی با استفاده از فرایند سفارش خرید سفارشی می دهد. موجودی یا کالاهای خریداری شده توسط فرایند سفارش خرید به سازمان می رسند و به عنوان موجودی در دفتر دارایی ها ثبت می شوند. اگر خرید انجام شده سرمایه گذاری ای مانند وسایل نقلیه یا ساختمانها باشد، مورد به دارایی های ثابت منتقل می گردد. موارد موجودی در دفتر دارایی ها را می توان به یک مشتری فروخت. این فرایند، فرایند سفارش فروش است. سطوح دفتر دارایی ها با وارد و خارج شدن موجودی ها تنظیم می شود. یک فاکتور فروش تولید شده و با کالاها به دست مشتری می رسد. این فاکتور گواهی آن است که مشتری کالاهای ارسالی را دریافت کرده و به شرکت بدهکار است.
شکل دو
فرایندی که در بالا ذکر شد بخشی از جزء SCM را هم شکل می دهد. سازمان باید برای کالاهای دریافتی اش به بستانکاران پول بپردازد و در ضمن مطمئن شود که طلبش را از بدهکاران جمع خواهد کرد. تمام مداخل مدولهای ذکر شده در بالا در دفتر عمومی ثبت خواهند شد.
- منابع انسانی: مدیرین منابع انسانی شامل فعالیتهای درونی سازمان می شود. اطلاعات جمع شده از مدیریت منابع انسانی به سیستم پرداخت حقوق وارد می شود. این اطلاعات همانند اطلاعات چمع شده از مدول سلف سرویس منابع انسانی، روی پرداخت حقوق تاثیر دارند. اطلاعاتی مانند بسته پرداختی یک کارمند جدید را می توان از مدول مدیریت منابع انسانی به دست آورد. تغییراتی که کارمند در مدول سلف سرویس منابع انسانی پدید می آورد نیز در مدول پرداخت حقوق بازتاب خواهد داشت. رابطه متقابل بین پرداخت حقوق و مدول سلف سرویس منابع انسانی یک فرایند پیوسته است.
-مدیریت زنجیره تامین: میزان موجودی در در دفتر کنترل دارایی ها باعث ایجاد سفارش خرید می شود. میزان موجودی ها از طریق برنامه ریزی تقاضا تعیین می شود. سفارش برای موجودی مورد نیاز توسط تامین کننده داده می شود. این سفارش دادن ممکن است به شکل یک سفارش فیزیکی یا تعامل تجارت الکترونیکی بین سازمان و تامین کننده باشد.
تامین کننده موجودی مورد نیاز را به سازمان می رساند و از برنامه ریزی تامین و حمل و نقل برای بهینه کردن رساندن سفارش به سازمان استفاده می کند. موجودی از تامین کننده با یک قیمت از پیش تعیین شده به سازمان می رسد که توسط جزء  مدیریت روابط نامین کننده بر رویش توافق شده است. زمان و مدت رسیدن سفارش نیز توسط همین جزء تعیین می شود.
-مدیریت روابط تامین کننده: فرایند مدیریت روابط تامین کننده با فاز طراحی و مهندسی آغاز می شود. این فاز حداقل ضرورتها و خصوصیتهای یک محصول را تعیین می کند. در ضمن معیارهایی را فراهم می کند که تامین کننده باید آنها تامین کند. این معیارها پایه فرایند مناقصه/مزایده را می سازد. تامین کننده های مختلف وارد مناقصه خواهند شد و بر مبنای این معیارها اسناد خود را ارائه می کنند. سپس انتخاب انجام شده و تامین کننده مورد نطر انتخاب می شود.
قراردادی بین دو طرف بسته می شود. فرایند تهیه تصمیم گیری شده و بخشی از فرایند بزرگتر مدیریت زنجیره تامین را تشکیل می دهد. مدیریت در جریان تامین کننده و خدماتش همچنان ادامه خواهد داشت و هماهنگی های لازم برای رویارویی با تغییرات و نواقص هم انجام خواهد شد.
-مدیریت روابط مشتریان: اولین و مهمترین فرایند مدیریت روابط مشتریان جمع آوری تمام اطلاعات مربوط به یک مشتری خاص است. این فرایندی پرجزییات و خسته کننده است و شامل منابعی مانند صفحه گسترده ها و ابزارهای مدیریت اطلاعات شخصی کاربران می شود. تصمیم های تجاری برمبنای این اطلاعات انجام خواهد شد.
هنگامی که تمام اطلاعات مربوط جکع آوری شدند، باید آنها را به روز نگه داشت. این موضوع بسیار ضروری است چون هیچ سازمانی نمی تواند ریسک تصمیم گیری برپایه اطلاعات قدیمی و غلط را بپذیرد. بنابریان یک پایگاه داده مرکزی ایجاد می شود که همه اطلاعات در آن ذخیره شده و از طریق ابزار مدیریت روابط مشتری انتخابی به روز نگهداری می شوند.
لبزار مدیریت روابط مشتریان اطلاعات را به شکلی ساختاریافته سازمان می دهد تا به اسانی قابل دسترسی باشند. اطلاعات را می توان با استفاده از وب یا عملگر مشتری - سرور نمایش داد. اطلاعات مربوط به هر مشتری خاص برای هر کاربری به شکلی متفاوت نمایش داده می شود. مثلا مرکز تماس مشتریان ممکن است تاریخچه مشکلات یک مشتری خاص را بخواهد، در حالیکه فروشندگان ممکن است بخواهند تمام محصولات فروخته شده به یک مشتری را ببینند.
بینش تجاری: داده های بسیاری درون سازمان ذخیره می شوند و می توان آنها را درون خود سیستم  EPR یا برنامه ریزی و پیش بینی یافت که بخشی از مدیریت زنجیره تامین است. هدف اصلی بینش تجاری جمع آوری داده و پروسه کردن آن به اطلاعات مفید است. داده ها از طریف ابزارهای متفاوت بینش تجاری  مانند استخراج داده و انبار داده جمع آوری می شوند.
اطلاعات به شکلی قابل ارائه ذخیره می شوند و افراد مرتبط با استفاده از یک اینترفیس ساده مانند اینترفیسی اینترنتی یا گرافیکی به آنها دسترسی پیدا می کنند.
شکل دو به روشنی نشان می دهد که تمام اجزای نرم افزاری سیستم  EPR با هم هماهنگ هستند . اطلاعات از یک جزء نرم افزاری به دیگری جریان می یابد. همچنین روشن است که جریان عظیمی از اطلاعات بین مدولهای مختلف جریان دارد. کاربر سیستم  EPR به راحتی می تواند مرتکب اشتباه شود. مزیت سیستم  EPR آنست که در آن اطلاعات فقط یک بار وارد می شوند و این نکته احتمال خطای انسانی را کاهش می دهد.


چارچوب ذهنی مشتری
سومین جزء مدل  EPR چارچوب ذهنی مشتری است. مقاومت باعث شکست پروژه های  EPR زیادی شده است. یک سیستم  EPR پیشنهادی ممکن است قول نتایج بسیاری را بدهد اما  اغلب در فهم این نکته ضعف دارد که کاربران این پیشرفت احتمالی را چطور می بینند.
(Maurer,2002)
سیستم های  EPR روشهای قدیمی و مطمئن کار کردن را که مشتریان می فهمند و با آنها آشنا هستند را کنار می گذارند. البته بعضی از این سیستمهای افساده ای اصلا خوب نیستند اما وفتی از کاربران خواسته می شود تا هر آنچه می دانستهاند و می توانستند بر آن اعتماد کنند را کنار بگذارند، مقاومت خواهند کرد. برای موفقیت هر پروژه  EPR لازم است که کاربران سیستم جدید  EPR را قبول کنند و بپذیرند. تغییر دیدگاه یا چارچوب ذهنی مشتری تغییری است که باید صورت بگیرد. این کار باید در سه سطح انجام شود:(Swartz andOrgill, 2000):
(۱) تاثیر کاربر. برای اینکه مطمئن شویم که کاربران کاملا ضرورت استفاده صحیح از سیستم در همه زمانها را فهمیده اند، باید تحلیل نیازی صورت بگیرد تا توانایی های تکنیکی کاربران، فرایندهای شفلب فعلی آنها و تاثیری که سیستم بر روی شغل آنها خواهد داشت، ارزیابی شود. (Fister Gale, 2002)  آموزش باید شامل اطلاعاتی درباره نقشها و وظایف جدید آنها، اهداف تجاری و فواید پروژه برای شرکت باشد. بنابر تحقیق فیسترگیل در سال ۲۰۰۲، EPR چیزی بیشتر از یک سیستم نرم افزاری تازه و یک تغییر فرهنگی است. اگر آموزش این موضوع را روشن نکند که چرا هر فعالیت مهم است و چطور هر انتقالی بخشی از یک فرایند بزرگتر است، کاربران احتمالا از سیستم به درستی یا به طور پیوسته استفاده نخواهند کرد.  آموزش نقش مهمی در عملکرد سیستم  EPR بعد از اجرایش دارد. یکی از مزایای عمده سیستم  EPR افزایش بهره وری است. و سیستم فقط وقتی به این سطح می رسد که کاربر برای استفاده از آن به قدر کافی تعلیم دیده باشد. کاربران نباید توقع داشته باشند که فورا به همان سطحی از بهره وری برسند که قبلا داشتند.
(۲) تاثیر تیم. هر پروژه  EPR شامل افرادی داخلی از قسمتهای مختلف سازمان و همچنین افرادی خارجی مانند مشاوران و فروشندگان است. دلیل اصلی عدم موفقیت اجرای  EPR ناتوانی این گروه ناهمسان در جمع شدن و شکل دادن یک تیم متمرکز است. اغلب اوقات اعضای تیم به نوعی به بخشهای « ما دربرابر آنها» تجزیه می شود . کار پروژه به پیدا کردن مقصر می کشد. در یک پروژه موفق  EPR رهبری عملکردی و تکنیکی لازم است و تیمها مشارکت قوی ای دارند و تعهد مشترکی برای اجرای موفق  EPR احساس می کنند. بدون این تعهد مشترک برای همکاری هر تلاشی برای اجرای سیستم  EPR با شکست روبرو خواهد شد. (Web, 1998).
مشاوران نقش عمده ای دارند و مشارکت کلیدی آنها در همه مراحل برای همگرایی تیم لازم است. و این مستلزم اعتماد زیادی از جانب سازمان است.
(۳) تاثیر سازمانی. از کاربران انتظار می رود که  در طول دوره اجرای سیستم دو برابر قبل کار کنند. آنها هنوز باید کارهای اجرایی معمولی شان را انجام بدهند تا مطمئن شویم که سازمان به نرمی به کار خود ادامه می دهد و باید برای تیمهای پروزه ای متفاوتی که عضوش هستند هم وقت بگذراند. این باعث می شود که کاربران بیش از حد کار کنند و خسته و فرسوده شوند. باید از اول کار به کاربران این مسایل را که در طول اجرا پیش می ایند، اطلاع داد و تشویقها هم باید به روشنی تعیین شوند. باید مرتبا فواید اجرای سیستم  EPR  را به کاربران خاطرنشان کرد.(Urwin, 2001).
فرهنگ درونی سازمانی هم نقش عمده ای دارد و بر فرد فرد کابران تاثیر می گذارد. سیستم EPR تمام دیوارهای عملکردی درون سازمان را می شکند و از کاربران انتظار می رود که چندمهارتی باشند و چندکانه مدیریت کنند. این به آن معنی است که اجرای سیستم  EPR در سازمانهایی که ساختارهای سلسله مراتبی سفت و سختی دارند، اغلب مشکل است. فرهنگ سازمانی باید برای اجرای موفق سیستم  EPR از اول کار تغییر کند.


مدیریت تغییر
دیریت تغییر نقش عمده ای در اجرای موفق سیستم  EPR  دارد و چهارمین جزء مدل  EPR محسوب می شود. تغییر باید در سطوح مختلفی مدیریت شود.
رفتار کاربر
مقاومت در برابر تغییر یکی از اصلی ترین مسایلی است که همه پروژه های  EPR  با آن روبرو هستند. (FisterGale, 2002).اگر قرار باشد که پروژه  EPR  موفق شود، راضی کردن کاربران به قبول آن اهمیت زیادی دارد. در ضمن این نکته هم حقیقت دارد که همه از پروژه جدیدشان راضی و خوشحال نخواهند بود. مدیریت تغییر رفتار کاربران بر مدیریت انتظارات کاربران و تغییر دادن بی باوران به باورمندان و حامیان سیستم، تمرکز دارد. آنچه سازمان بدان نیاز دارد افرادی است که بفهمند چه خبر است، سیستم جدید را دوست داشته باشند، در موفق ساختنش مشارکت کنند و به تیم پروژه اعتماد داشته باشند.
این به معنی خلق مردن استراتژی هایی است که با کارمندان به زبان خودشان سخن بگوید تا به آنها در فهمیدن اینکه چرا تغییرات ضرورت دارد، کمک کند. باید زمان بیشتری از زمان لازم برای جزییات خود فرایند  EPR  را صرف رابطه با کارمندان کرد.
تغییرات پروژه
تمام پروژه های  EPR  در زمانهایی از چرخه عمرشان در معرض تغییرات دیدگاه هستند. کلید موفقیت اجرای EPR مدیریت کردن موثر فرایند تغییر دیدگاه است. (Project Management Institute, 200)
توده دانش مدیریت پروژه کنترل تغییرات دیدگاه را چنین تعریف می کند:
- اثرگذاری بر فاکتورهایی که تغییرات دیدگاه را پدید می آورند برای اطمینان از اینکه تغییرات مفید هستند.
- تعیین اینکه تغییر دیدگاه روی داده است. و
- مدیریت تغییرات واقعی در صورت روی دادن.
تغییرات فرایند تجاری
سیستمهای EPR با خود تغییراتی در فرایند تجاری می آورند. محرکه های تجاری کلیدی ای که تغییرات فرایند تجاری را پدید می آورند شامل جایگزینی سیستمهای معمول، کنترل بیشتر و جهانی کردن مدیریت در سراسر تشکیلات می شوند. تغییر به سه دلیل باید روی دهد: شرایط سخت تجاری تشدید شده توسط ازدیاد کانالها و مارکها، فشار مدیریت جهانی و تقاضای زیاد مشتریان برای خدمات. با جهانی شدنُ فشار قیمتها هم پدید می آید چون مشتریان اصرار دارند که تولیدکنندگان گالاهایی با کیفیت بالاتر با زمان رسیدن کمتر و قیمتهای پایینتر تولید کنند. شرکتها برای رسیدن به این تقاضاها باید جریان اطلاعات دقیق تر و به موقع تری داشته باشند.(Hooks,2002).

تغییرات سیستم
مدول چهارم در جزء مدیریت تغییرات مروری بر مدیریت نسخه های جاری را در بر می گیرد. اغلب سازمانها شکلی از فرایندها مدیریت نسخه را برای نگه داشتن جامعیت نرم افزار معمول ایجاد شده در سازمان، به کار می گیرند. در عین جال سازمانها پروتکل توسعه رسمی ای برای مدیریت آزمایش و ارائه نرم افزار custom-developed دارند. هنگامی که برنامه های  EPR معرفی می شوند، مسایل متعددی در مدیریت تغییر جدید پیش می آید که با نگه داری و آشتی دادن برنامه های پکیج و کاستوم ارتباط دارند.
به طور کلی مدیریت نسخه به سازمان کمک می کند تا به طور موثری کنترل نسخه و مسایل امنیتی معمول در توسعه نرم افزار و نگه داری پروژه را مدیریت کند.
یک استراتژی مدیریت تغییر خوب توانایی تحلیل تغییر سازمان را بهبود می بخشد و فرایندهای تغییر اجرا/مهاجرت کاراتر و روانتری را فراهم می آورد.
 

متدولوژی  EPR
مترولوژی به خط مشی سیستماتیک اجرای سیستم  EPR اطلاق می شود که مار ا از جمع شدن درست چهار جزء نشان داده شده در شکل یک مطمئن می کند. جزء متدولوژی  EPR بر پایه این تئوری بنا شده است که هر تشکیلاتی می تواند بازدهش را با بیشینه کردن استفاده اش از منابع ثابت، بیشینه کند. (Bruges, 2002).
پنج قدمی که متدولوژی  EPR را می سازند عبارتند از: پیش اجرا، تحلیل، طراحی، ساختار و اجرا. این پنج قدم بر مدیریت برنامه، مدیریت تغییر، نصب سیستم و نیازهای بازطراهی فرایند تقدم دارند و در شکل سه نشان داده شده اند.
آنچه در پی می آید بحث کوتاهی بر هر یک از این مراحل است.

فاز پیش اجرا
طرح ریزی پیش اجرا به شناسایی نیازهای عملکردی، محرکه های تجاری، نقشه های استراتژیک و سایر فاکتورهایی کمک می کند که دیدگاه و هدف راه حل EPR را مشخص می کنند. در طول فرایند طرح ریزی پیش اجرا، توقعات درباره نتایج، بزرگی تغییرات، مالکیت تغییر، طراحی مجدد فرایند و گزینه های کارایی تحویل شناسایی می شوند.

فاز تحلیل
فاز تحلیل مبناهای سازمانی ای را ارزیابی می کند که پایه طراحی مجدد فرایند، ساخت سیستم و مدیریت تغییر را تشکیل می دهند.
ساخت سیستم اجزای نرم افزاری سیستم EPR و اینکه این اجزا باید چگونه برهم کنش کنند را معین می کند. فرایندهای تجاری برای فهمیدن شرایط موجود تحلیل می شوند. ضروریات عملکردی و تکنیکی برای تعیین نیازهای ساخت سیستم بررسی می شوند. و ارزیابی های مربوط به مهارتهای فرهنگی و کاری برای شناسایی ضروریات انتقال نیروی کار انجام می شوند.

فاز طراحی
فاز طراحی اطلاعات جهت نمای فاز پیش اجرا و اطلاعات پایه ای فاز احلیل را به کار می گیرد تا طراهی جدیدی برای وضعیت مطبوع آینده خلق کند.

فاز ساختار
فاز ساختار محصولات فرایند طراحی را می گیرد تا فرایندهای عملی محسوس و حمایت سیستم اطلاعات را پدید آورد. با شکل گرفتن مدل فرایند، مدل فرایند و ساخت سیستم اطلاعات در برابر یکدیگر ارزیابی می شوند.

فاز اجرا
فاز اجرا صحنه را برای اجرای نهایی راه حل EPR آماده می کند. تغییرات نهایی در فرایندهای تجاری، خطوط مشی و رویه ها و ساخت سیستم برای آماده شدن برای تحقق یافتن انجام می شوند. تحقق یافتن زمانی رخ می دهد که سیستم EPR درون سازمان استفاده می شود و تمام وظایف و فرایندهایی که در فاز طراحی تعیین شده اند را انجام می دهد. با تحقق یافتن، ممیزی بعد از اجرا انجام می شود تا کارایی راه حل EPR در برابر اهداف و مقاصدش اندازه گیری شود.
باید مکانیسمی برای اندازه گیری وجود داشته باشد تا نتایج فاز اجرا را در برابر اهداف و مقاصد فاز پیش اجرا اندازه بگیرد. این ابزار اندازه گیری رابط بین فاز پیش اجرا و اجراست.
متدولوژی هنگامی حلقه کاملی می شود کخ ورودیهای فاز اول روی نتایج فاز اجرا اثر بگذارد.

نتیجه گیری
برای مدیران عمومی و پروژه فهمیدن EPR و اثر سیستم EPR روی سازمان اهمیت دارد. این مدل مفهومی برای مدیریت مدل پایه و سطح بالایی فراهم می کند که مولفه های مختلف مدل EPR و متدولوژی اجرای سیستم EPR را شرح می دهد. این مدل را می توان برای هر سیستم EPR به کار برد و به فروشنده EPR وابسته نیست.
ارزش این مدل مفهومی در آن است که EPR را ساده می کند و سیستمهای EPR را به اجزای قابل فهم و مدیریتی می کاهد. این سادگی مدیران پروژه را قادر می سازد تا توجهشان را روی تمام چهار جزء و نه فقط روی جزء نرم افزار متمرکز کنند. این نکته بسیار مهمی است زیرا جز< نرم افزار اغلب به عنوان تمام سیستم EPR دیده می شود. و این یکی از دلایل شکست سیستم های  EPR است.
باید توجه داشت که این مدل مفهومی فقط روی سیستم های EPR جاری تمرکز دارد و EPRII یا هر پیشرفت فراتر از EPR را به حساب نمی آورد. بنابر ماهیت یک مدل مفهومی، این مدل تحلیل عمیقی از سیستمهای EPR به دست نمی دهد.
از تحقیقات جاری روشن است که به چارچوبی برای اجرای سیستمهای EPR نیاز داریم. تحقیقات آینده محققان  روی ربط دادن پروژه های EPR به استراتژیهای سازمانی و ساختن چارچوبی برای اجرای سیستمهای EPR با استفاده از پورتفولیو و مدیریت برنامه تمرکز خواهد کرد.

منابع

پيام هاي ديگران ()        link        ٧:٢۸ ‎ب.ظ - جمعه ٢٧ دی ،۱۳۸٧ - fifi

 

 

میگن نشانه خوبی نیست که آرزو کنی که کاش زمان به عقب بر می گشت . اما من این بار می خوام آرزو کنم که کاش زمان به عقب بر می گشت حتی اگه مجبور می شدم دوباره کنکور بدم .

آرزو می کنم که زمان بر میگشت . به زمانی که تو بودی و من بچه بودم .

تو بودی با تمام مهر و محبت و عشق ، شجاعت و هوشیاری و آگاهی ات و من با تمام بازیگوشی ها و سر به هوایی هام .

به وقت هایی که تو بودی و برام داستانها و ضرب المثل ها و داستان های شاهنامه و قرآن را  تعریف می کردی .

و من چقدر زود فراموششان کردم . کاش زمان به عقب بر می گشت و من دوباره پیشت می نشستم . و تو برام از وقتایی که جوون بودی و ایستاده از اسب سواری می گرفتی تا وقتی که پیر شدی و روی ویلچر نشستی داستان می گفتی . سواد نداشتی ولی چقدر می فهمیدی ....

کاش به زمانی برمی گشتیم که وقتی من می شستم کنارت روی تخت بیماریت تا بهت غذا بدم ، همیشه به خرگوش دست و پا بسته روی پیرهنم نگاه می کردی و کودکانه و ساده برام می خندیدی :

" خب آزادش کن بره !!!"

" این خرگوشه دیوونه است اگه ولش کنم در میره ..."

کاش اون موقع بچه نبودم وازت  یاد می گرفتم  که برای دوست پیدا کردن ، لازم نیست اونا رو ببندی تا نتونن از دستت خلاص شن . کاش ازت یاد می گرفتم که چطور باید اهلی شون کنم .

اما رفتی . و من موندم با تمام بچگی هام ، سادگی هام ، شیطنتام و سر به هوایی هام و تمام عشقی که تو بهم دادی و یاد گرفتم .

من موندم و چشم هایی که وقتی از تو حرف می زنند ، برق عشقو میشه توشون دید . 

 

  

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ - شنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٧ - fifi

هدیه ولنتاین !!!

 

 

 

می دونم  یک پست جنجالیه ولی خب چون از عکساش از جنبه هنری خوشم اومد و چون خیلی حرفا داشت که بزنه برای همین دلم نیومد نذارمش !!!بعد اینکه این عکسا و هر تحلیلی که ازش خواهید کرد نظر من در مورد ازدواج  نیست و هیچ گونه مسئولیتی بابت دعواهای احتمالی را به عهده نمی گیرم  ولی خب جدا نمیشه منکر این شد که برای خیلی از آدمها چه  خواسته چه ناخواسته ممکنه همچین مفهومی پیدا کنه !!!

 

bomb!!!!lifestylezendegie mashini!!ghofl!!ghollab!!

talle!!!

sff

 

پيام هاي ديگران ()        link        ٢:٠٧ ‎ب.ظ - جمعه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٦ - fifi

بدون شرح

                                                شهامت بلوطی سر به فلک کشیده

                                                در معرض توفان ها نیست

                                                شکوفه ای است

                                                که در برف باز می شود.

                                                       الیس .ام. سوایم         

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ - جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦ - fifi

بی قرار

 

آن نی خشکم

که بر لبهای نوازشگر ناپیدای تو

که قصه فراق را در من می نوازی

به غربت خویش پی بردم

و اکنون نه در این عالم

که در خویشتن قرار ندارم

و نه در زیستن

که در بودن خویش نمی گنجم

که جامه تنگ خویشتنم

                                                                        دکتر شریعتی

 

 

خدا بیامرزتش!!!

گاهی وقتا عجیب نیست که احساس می کنی یک شعری عین کلام تو عین دل بی قرار تو عین شعر تو است؟

 

پيام هاي ديگران ()        link        ٧:٥٤ ‎ب.ظ - چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - fifi

بيد مجنون

درخت بیشتر از آن دانه اولیه است

آنگاه ریشه

بعد تنه ای زنده

و سپس هیزمی مرده

درخت نیروی آرام مقاومی است

که برای فتح آسمان کمر بسته

                                                    سنت اگزوپری

چقدر این آدمو دوست دارم چقدر می پرستمش چقدر عاشق نوشته هاشم . چقدر آدم عاشق شازده کوچولوش هستند

چقدر خوشبختم....

کاش همه آدما مثل درختا بودن .

کاش منم یک روزی سبز بشم . شاید این جوری به نور و خدا برسم ... شاید ....

دیروز توی پارک داشتم به جیک جیکای پرسر و صدای گنجیشک فسقولا گوش می کردم خیلی بیشتر از فصلای دیگه سر و صدا می کنن به نظرتون دارن جفت گیری می کنن؟ اصلا فصل داره جفت گیریشون؟ چرا توی بهار این قدر ناز می خونن و سروصدا می کنن ؟

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱:٤٢ ‎ب.ظ - پنجشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - fifi

کادوی تفلدی!!!

با تاخیر... تفلدم مبارک...

پيام هاي ديگران ()        link        ۸:٢٤ ‎ب.ظ - یکشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٦ - fifi

عيدانه!!

 

و خدایی که در این نزدیکی هاست...

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حولنا الی احسن الحال

 

فکر نمی کنم دعایی قشنگ تر  از این برای شروع یک سال جدید وجود داشته باشه !

پر از امید. پر از روشنایی و نور .پر از ایمان .

نمی دونم همه آدما این جوری هستند یافقط ما ایرانی ها هستیم که عادت کردیم که هرکاری می خواهیم بکنیم بدون فکر انجام بدهیم و بعد که تصمیم گرفتیم و کار را انجام دادیم ، وقتی با این بی فکریمان به هزار تا مشکل برخوردیم بشینیم فکر کنیم که حالا باید چه کار انجام بدهیم . ولی کاش عادت می کردیم ، کاش یک فرهنگ دیگر داشتیم، کاش از بچگی بهمان آموزش می دادند که اول فکر کنیم بعد حرف بزنیم بعد عمل کنیم .

شاید این جوری وقتی بعد 364 روز که می فهمیدیم عمرمان کوتاه است و چه غفلتها و چه کوتاهی ها و چه کارها که باید می کردیم و نکردیم و چه کارا که نباید می کردیم کردیم، شاید آن روز زانوی غم بغل نمی گرفتیم که مجبور باشیم افسوس بخوریم که برای یک بار هم شده فکر کنیم که چرا تا به حال برای انجام کارها فکر نمی کردیم که چرا قدر احظه هامان را قدر خودمان را نمی دانستیم .بعد به خودمون قول بدهیم که سال بعد این اتفاق نمی افتد . به خودمان قول می دهیم که در سال جدید  قدر لحظات زندگی را می دانیم که قدر هم را با هم بودن را با خوانواده بودن و قدر زندگی را و انسان بودن را می دانیم .

 

نمی خواهم که باز نا امیدانه فکر کنم ولی می دانم که روز 13 فروردین همه وقتی دوباره به هیاهوی شهر و زندگی پرتاب شدیم ، وقتی به خاطر یک لقمه نان مجبور شدیم به هم دروغ بگوییم سر هم را کلاه بگذازیم وقتی دوباره برایمان مهم نبود که هنگاهی که از کنار هم عبور می کنیم با احترام از کنار هم بگذریم و بهم تنه نزنیم تا زودتر به پول و مقام و ثروت برسیم، وقتی که توی ترافیک گیر کردیم به زمین و زمان فحش ندهیم ، وقتی هنوز بلد نیستیم با خنده یک کودک با او از ته دل بخندیم ،آن روزتمام این حرفها و دعاها را با سبزه عیدمون به آب می سپاریم . آن وقت هیچ کس یاد زمان تحویل سال و تمام دعاهای خوبی که برای هم کردیم نیست .

از زمان تحویل سال فقط زمان را به خاطر می سپاریم : امروز روز اول فروردین 1386 است . همین و بس

فقط زمان را به خاطر می سپاریم و آموخته هامان را اززمان و پدرانمان از تجربه هامان و از همشهری هامان که اگر با عقربه های ساعت و با همان سرعت حرکت نکنی عقب می مانی ! از ثروت و پول از مقام و احترام از دورویی و ریا و دروغ از زشتی و پلیدی از همه چیز از زندگی !

 

به تو گفتم گنجشک کوچک من باش

تا در بهار تو من درختی پر شکوفه شوم

و برف آب شد ، شکوفه رقصید ، آفتاب درآمد .

من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم

من به خوبی ها نگاه کردم

چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست ....

بزرگترین اقرارهاست ....

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٥ - fifi